سلام دوستان الهه هستم همسفر:
با قوت گرفتن ازقدرت مطلق الله جلسه را آغاز می کنیم امیدوارم حالتون خوب باشد و نماز و روزه ها مبارک و مفید باشد.
 

خلاصه مشارکت خانم ها زهرا، منیژه، مینا، مرضیه، لیلی، زهراس راجع به سخنان استاد امین درمورد جهان بینی ۱و۲:
 مشارکت همسفر خانم زهرا:

جهان درون احساس و ادراک ما نسبت به درون خودمان است و جهان بیرون ادراک و احساس ما نسبت به بیرون است، یکی از مثلث ها ترک اعتیاد شامل جسم، روان و جهان بینی است، که هر سه باید به تعادل برسد که ترک اعتیاد ۱۱ ماه است، جهان بینی ۶ ماه وقت لازم است که صرفا مربوط به فقط افراد معتاد نیست، بلکه برای  به آرامش رسیدن همه انسان ها می باشد، درکنگره ۶۰، سه سفر داریم: سفر اول که رهایی خویشتن خویش از بند اعتیاد است،
سفر دوم از ترک مواد مخدر شروع تا به خود، ادامه دارد، پیمودن سفر دوم بدون جهان بینی ممکن نیست
 

 مشارکت همسفر خانم منیژه :
جهان بینی، الفبای زندگی است و ما می توانیم با جهان بینی به اهدافمان برسیم. مطالبی که ما می خوانیم سخت است، وآقای امین فرمودند؛ که فایده ایی ندارد، ما مطالب را بگوییم، و بقیه حفظ کنند، باید مفهموم آن را درک کنند. برای همین به صورت تصویری برای ما تعریف کردند.
اگر بخواهیم جهان بینی را در زندگی اجرا کنیم از پایه باید قوی باشیم، مثل: ساختمان که از زیر بنا محکم درست می شود. جهان بینی متعلق به همه انسان هایی است که بخواهند از تاریکی به طرف روشنایی حرکت کنند و پا روی خواسته های نامعقول  بگذارند و حکم الگو را دارد. انسانی که اعتیاد دارد در تاریکی کامل است و تمام حس های خوب، توانایی های خود را از دست می دهد، و به جای آن ناتوانی و حس های بد پیدا می کنند. 
 

مشارکت همسفر خانم  مینا:
استاد امین فرمودند؛ که انسان ها بعضی از صفات را می دانند اشتباه است، اما نمی توانند درست کنند، ساختارهای منفی در ما ریشه و جا باز کردند، و به راحتی جای خود را به ساختارهای مثبت نمی دهند، بلکه ذره ذره این کار صورت می گیرد، همان طور که ما آرام آرام به سمت تاریکی حرکت می کنیم. ما از نزدیکان خود که در صورپنهان نیز به ما نزدیک ترند بیشتر آسیب می بینیم، اگر بدانیم افراد ناخواسته اشتباهی در حق ما انجام داده اند، باعث می شود، خیلی زود ببخشیم.
 

مشارکت همسفر خانم  مرضیه:
ساده کردن مطالب که کار استاد یا معلم است. اگر مطالب سخت باشد ما چیزی متوجه نمی شویم، جهان بینی یک سری تصویر سازی انجام داده نفس را مثل شهر و نفس اماره  را مثل قبیله وحشی در نظر گرفته. یک نکته در مورد اعتیاد: تا زمانی که یک پنجم دانایی زیاد نشود، یک پنجم مواد کم نمی شود.
درون انسان هورمون، اندروفین و دینورفین که زمانی که به دانایی و ظرفیت برسید ترشح می شوند. جهان بینی مثلث را تشبیه کرد که یک ضلع نادانی و ترس که نمی گذارد، امید شکل بگیرد، نیروهای منفی حس را خراب می کنند.
 

مشارکت همسفرخانم لیلی:
استاد امین می فرمایند؛ مطالب در کنگره به دو صورت، بنیادی و اصولی که به آن محکمات می گویند که همان ۱۴ سی دی وادی هاست، و بعدی متشبهات است. کتاب ۶۰ درجه مطالبی از، کارناوال شادی، قلعه عقل، ... صحبت شده است. جهان بینی، دنیای بیرون و درون را بهم متصل می کند.
مشارکت همسفر خانم زهرا س:
با صور پنهان آشنا می شویم، که چیزی به نام منیت در وجود ما است که با آموزش های کنگره می توان بر آن غلبه کرد. با نفس اماره آشنا می شویم، وجود نفس برای رشد و تکامل انسان است.
 

خلاصه مشارکت خانم بهار و زهرا در مورد وادی ها:
وادی اول:  تفکر و درست فکر کردن است
وادی دوم : هیج مخلوقی جهت بیهودگی پا به حیات نمی نهد و هیچ کدام از ما هیچ نیستیم حتی اگر به هیچ فکرکنیم. یاد گرفتیم از وادی ها
۱- نظم وترتیب 
۲- نوشتن واو به وابه سی دی ها
۳- گوش کردن به حرف های راهنما
در وادی ها ما باید برای هرکاری فکرکنیم و هر مشکلی کلیدی دارد.
مشارکت همسفر خانم  لیلی درمورد سی دی جهان بینی ۱و۲:
اصلی ترین و مهم ترین سی دی است، نکات زیادی دارد، و به تفکر عمیق انسان را فرو می برد، در مورد نیروهای باز دارنده صحبت می کند، که بر اساس درجه تکامل انسان این نیروها تخریب خود رانشان  می دهند. نقش باز دارندگی، مخرب، مکمل. مثل بادی در مقابل حرکت ماشین ما، اول باز دارنده است، وقتی مقاومت کنیم وسرعت را بالا ببریم، و اصرار به حرکت کنیم خارج می شویم از جاده و این مخرب است، اگر انسان چیزی استفاده کند، که نیرو خود را به نیرو ماشین اضافه کند که اینجا می شود، مکمل یعنی از فکر و تفکر استفاده می کند، همین نیروی مخرب می شود، نیروی مکمل. این نیروی باز دارنده برای کسانی است که آموزش می بینند. تکامل بدون نیرو باز دارنده ممکن نیست، هنگامی به نیروی مکمل تبدیل می شود که با علم ودانش و آگاهی انسان در آن به کار رفته باشد. جهان برمبنای اضداد می باشد وانسان با مشکلات زندگی می ت اند بر آسای علم و دانش جهش پیدا کند و تکامل یابد.  

سخنان کمک راهنمای عزیرم، خانم الهه در مورد جهان بینی ۱و۲:
 

خانم الهه فرمودند؛ چند نکته که باید متذکر شوم،
نکته اول: با سلام مشارکت خود را شروع کنید مثلا: سلام دوستان الهه هستم همسفر.
فقط نگبهان و استاد جلسه هستند که با نام خدا شروع می کنند.
نکته دوم: زمان مشارکت مشخص است، نظم و دقت در کنگره را یاد می گیرید.
نکته سوم: هر چیزی را دقیق و درست یاد بگیرید، مشارکت ها و سی دی ها را چندین بار گوش کنید هر جایی را متوجه نشدید، بر گردید عقب و باز گوش کنید حتی اگر چندین بار باید این کار را بکنید، من راهنما مشارکت ها را بارها و بارها گوش می کنم، شما هم باید برای همگی، مهم باشد. این کار خیلی مهم است چرا؟
یک ضرب المثل ژاپنی هست: که یک سرباز به جنگ می رود، و کسی که زین اسب این سرباز را درست کرده است، یک دانه از میخ ها را نصب نمی کند و بعد می گوید: مهم نیست، یک دانه میخ و سرباز به جنگ می رود به عنوان اولین نفر وارد جنگ می شود، و به زمین می خورد، وبعد بقیه سربازان لشکر شکست می خورد چرا؟ بخاطر یک دانه میخ که نصب نشده بود بر زین اسب. یک حرف اشتباه هم مهم نیست اما یک عالمه خرابی به بار می آورد. شما قرار است، درست عمل کنید، چون همه ما الگو هستیم، یک عده رهجو در خانه منتظر هستند شما راهنما شوید، اگر اشتباه یاد بگیرید به صورت زنجیر وار به خیلی از آدم ها انتقال پیدا می کند، و یک خرابی بزرگی به بار می آید شما قرار است راهنما شوید نباید اشتباه انتقال بدهید‌. در ادامه خانم الهه در مورد جهان بینی فرمودند؛  جهان بینی یک صور پنهان و یک صور آشکار دارد. جهان بینی درون: ادراک ، احساس و برداشت به خود و درون.
جهان بینی بیرون: ادراک، احساس و برداشت خود از بیرون.
جهان بینی درون مهم است، تفکرات درون باعث می شود من چطور بیرون را ببینم اگر من درونم طلبکار باشد، از همه دنیا طلبکارم. اگر من خود را بیهوده ببینم همه چیز را بیهوده می بینم، حتی وجود کرم و مگس  بدانیم که هیچ چیز بیهوده پا به عرصه جهان نگذاشته است. ما باید جهان بیرون و درون خود را بشناسیم، بین ما افراد عینکی هستند و ذره بین دست گرفته باشید، جهان بینی هم حکم عینک را برای ما دارد، که باعث می شود:
۱- همه چیز را درست و دقیق سر جای خود ببینیم
۲- بهم ریختگی کمتر داشته باشیم، اگر کسی با یک حرف بهم ریخت جهان بینی آن ایراد دارد.
گوش نکردن به حرف راهنما،  یعنی جهان بینی من مشکل دارد، من در مثلث دانایی خود مشکل دارم. در صور آشکار مغز، قلب، پا، دست داریم، اما در صور پنهان آنچه نمی بینیم مثل: خواب که در خواب می بینیم، که کسی حرف بدی می زند، ما ناراحت می شویم، یعنی در صور پنهان هم ناراحت می شویم. خواب در کنگره این نیست که در مغز اتفاق افتد، جسم ما بر روی زمین قرار می گیرد، وقتی می خوابیم کالبد دوم ما نفس، روح و ذهن که نمی بینیم، ولی هست، یک متر ونیم می آید بالای جسم ما قرار می گیرد، آن که در خواب می بینیم، با این جسم و فیزیک نیست، بلکه با جسم دیگر از دنیا خواب است. وقتی ناراحتی، قضاوت، گریه پیش می آید، این موارد اشکالات ما است، چطور متوجه بشویم و ریشه یابی کنیم.در مثلث دانایی ما عقل را داریم که فرمان روا است، که دستور می دهد و باید سرباز داشته باشد، سربازان دانایی برای عقل اطلاعات می آورند. دانایی یعنی قدرت تشخیص مسئله، و اینکه کدام خواسته ما اتفاق بیافتد و ماهیت آن درست است یانه؟ مثل اینکه روزه هستیم، و دل ما کباب می خواهد، این خواسته به عقل می رسد، عقل دستور بدهد که الان گوشت نداریم، یکی باید گوشت بگیرد بعد ما کباب درست کنیم، اگر پول نباشد چه کنیم؟ اگر ما نادان باشیم، نیروهای منفی به ما می گوید برو دزدی کن، این یک راه حل خواسته نامعقول است، که اگر به مغز فشار بیاورد، که حتما کباب می خواهیم، حتی اگر برویم دزدی عقل تابع خواسته نا معقول شده است. اگر ما در تعادل باشیم، سربازان دانایی هم در تعادل هستند، و عقل، فرمان درست می دهد، اما اگر حس آلوده شد که من به هر نحوی باید فلان کار را انجام بدهم، اطلاعات غلط به عقل می رسد، و فرمان نادرست داده می شود، و انسان هر روز در سیاهی فرو می رود. راهنما به رهجو می گوید فلان سی دی را بنویسد، رهجو پیش خود می گوید: نه الان خوابم می آید، حرف راهنما را بگذار کنار عقل فرمان می دهد، به حرف راهنما گوش کن، باز دو مرتبه می گوید نه من خوابم می آید و عقل را گول می زند، با حس غلط و عقل از فرمانروایی خارج شده و به سمت خواسته نامعقول می رود، اینجاست که عقل تحقیر می شود از قدرت او کم می شود، مثل پدر که پادشاه خانه است، اما اعضای خانواده او را بای کد می کنند. دانایی یعنی: قدرت تشخیص خواسته در هر لباس است.
غیبت و قضاوت کردن در مورد آدم ها و بعد می گوییم در برابر خود او هم این حرف را می زنم، یا دروغ می گوییم اسم آن را مصلحتی می گذاریم، لباس تقوا به کار بد خود می پوشانیم، چرا؟ نیرو بازدارنده عمل زشت را پنهان می کنند و لباس خوب به آن می پوشانند، با این عمل در صور پنهان خود را زخمی می کنیم، همان تیزی درست است اول احساس خوبی داشته باشید، ولی بعد انرژی زیادی از دست می دهیم، و حالمان بد می شود.
مثلث دانایی سه ضلع دارد:
تفکر، آموزش وتجربه
تفکر یعنی: از جایی مجهول به جایی معلوم، افکار یعنی: هر چیزی در ذهن ما هست و انرژی ما را تضعیف می کند، مثلا: بچه ام چرا اینطور می کند؟ شوهرم چرا اوتی مصرف نمی کند؟ تفکر یعنی: به خواسته خود فکر کنم، و سعی کنم در جهت درست حرکت کنم. ما نمی توانیم اگر تا حالا دروغ، غیبت، تهمت می زدیم، یک دفعه به صفر برسانیم، باید ذره ذره کم کنیم اگر ۱۰ تا دروغ، قضاوت، غیبت می کردیم الان ۹تا کنیم.
آموزش یعنی: یعنی آموزش ببینیم تا درست تفکر کنیم، آموزش از طریق کنگره و راهنما است.
مشکل خود را فقط با راهنما خود مطرح کنیم و الا غیر، درصورتی که خود راهنما بفرماید که جواب سوال را از فلان شخص بپرس، اصول زندگی را باید یاد بگیریم، عمل کنیم، ما حالمان خراب است، که الان در کنگره هستیم، باید به فرمان راهنما باشید.
تجربه یعنی: اگر من می خواهم، دانایی بالایی برسم، آموزش بگیرم، و تفکر کنم، و به عمل در بیاورم.
شکر نعمت نعمتت افزون کند              کفر،  نعمت از کفت بیرون کند
وقتی حرف راهنما را گوش نکردم، راهنما را از من می گیرند، و من از کنگره پرت می شوم بیرون و بدا به حال آن شخص، در مقابل دانایی مثلث جهل است، که سه ضلع دارد منیت، نا امیدی و منیت در مقابل آموزش.

به فرموده کمک راهنمای عزیزم که در جلسه آینده، سی دی منیت از استاد امین کار می شود. 

جلسه با دعای دوستان خاتمه یافت.