گزارش لژیون همسفران عشق
مشارکت کمک راهنمای محترم سرکار خانم الهه:
حتما وبلاگ را بخوانید و به عنوان وظیفه خود کامنتها را بخوانید و کامنت بگذارید چون کامنت گذاشتن عشق آن فرد را به خدمت افزایش میدهد هرچند که حال خودش از خدمتی که کرده، خوب باشد ولی زمانی که ما کامنت می گذاریم و آفرین می گوییم، ایشان تشویق می شود که دو بار، سه بار، صد بار دیگر هم وبلاگ بنویسد. خانم الهه به خانم لیلی، نسیم و لیلا اجازه مشارکت دادند که درمورد شرکت در انتخابات صحبت کنند و حس خود را راجع به انتخاب شدن در مرزبانی بیان کنند و در ادامه فرمودند؛ خانم لیلی و خانم نسیم باید تحت فرمان خانم نگین باشند و از این به بعد رهجو این لژیون نیستند و راهنمای شما خانم نگین هستند و کاملا باید با هم، همبستگی داشته باشید و کنار هم باشید، وقتی گوش به فرمان باشید رشد می کنید و این رشد و پیشرفت باعث می شود دیده بشوید. مثل یک درخت، زمانی که رشد می کند از دیوار بالا می زند و دیده می شود. در کنگره رهجو من وجود ندارد و همه باید شاگرد خوب و زرنگ جناب آقای مهندس باشیم. خانم الهه فرمودند؛ خدا را شکر می کنم بابت اینکه زیر سایه جناب آقای مهندس نفس می کشم و شاگرد ایشان هستم.
مشارکت همسفر لیلا:
خیلی خوشحالم که بار دیگر در کنگره حضور دارم و انرژی می گیرم این که هر خدمتی که عاشقانه می خواستم انجام بدهم قسمت من نشد باعث نمی شود که دست از خدمت کردن بردارم. وقتی که کمک راهنمایی قبول نشدم تا سه روز حالم بسیار بد بود و بعد هم در مرزبانی همین طور ولی با خودم گفتم نباید ناراحت شوم حتما حکمت و مصلحتی دارد. خیلی خوشحالم برای خانم لیلی و خانم نسیم که برای مرزبانی انتخاب شدهاند به هر دو بزرگوار تبریک می گویم امیدوارم آنقدر خوب خدمت کنید که همه بگویند عجب مرزبانهایی این دوره داریم. البته برای خودم خوشحال هستم و مثل یک شوک بود وقتی خانم نگین به من گفتند از دوشنبه باید در نشریات خدمت کنید خدا را شکر می کنم امیدوارم بتوانم بسیار خوب در نشریات خدمت بکنم .
مشارکت همسفر لیلا:
من هم خدا را شکر میکنم که توانستم در انتخابات مرزبانی شرکت کنم هر چند به دلیل اینکه فعالیتی نداشتم شناختی روی من نداشتند و قسمت من نبود ولی از خدا می خواهم توفیقات دیگری نصیب من کند و برای امتحان کمک راهنمایی قبول بشوم. چند روزی در ذهنم دوست داشتم جزء لژیون سردار بشوم و آرزویش را داشتم که یک اتفاق خوبی افتاد و من هرگز فکر نمی کردم یک پولی به حسابم واریز شده بود که با خودم گفتم اگر نتوانستم برای مرزبانی خدمت کنم در کنگره الان خدا توفیق بهم داد، جزء لژیون سردار بشوم و امروز آمدم که از مالم ببخشم.
مشارکت همسفر نسیم:
خانم الهه، به خاطر آموزش ها، لطف و صحبت های شما بود که من عاشق خدمت کردن شدم و به من این اجازه را دادید وارد این مسیر بشوم و این راه را ادامه بدهم. نمی توانم از حسم بگویم باید تجربه کنید تا متوجه بشوید من چه می گویم و سه روزی می شود که انگار روی زمین نیستم. حس عجیب و خیلی خوبی دارم از خداوند می خواهم که با عمل سالم و با حس خوب در این راه قدم بگذارم از شما هم متشکرم که به من این فرصت را دادید. برایم دعا کنید که بتوانم خوب عمل کنم.
مشارکت همسفر لیلی:
خدا را شاکرم که از لژیون ما هم مرزبانی و هم خدمت نشریات انتخاب شد و جای بسی خوشحالی دارد. من خودم فکر می کنم بالا بودن سطح انرژی بنده به خاطر خدمتهایی که در کنگره 60 داشتم، خدمت را با وبلاگ نویسی شروع کردم واقعا به من آموزش داد که نقطه تحمل من بالا برود و انرژی بگیرم و وقتی سطح انرژی بالا برود، همین امر اعتماد به نفس و قدرت تفکر را بالا می برد. روز چهارشنبه یک شیمیدان روشDST را به سه قسمت کردند:
۱_اختیار: هر شخصی خودش صاحب اختیار است.
۲_تصویر سازی: در زندگی هر شخصی مهم است که در ذهن و زندگی شخصی خود از خود چه تصویری داشته باشد.
۳_عشق و ایمان: عشق به جناب آقای مهندس و خانم الهه و کنگره، زمانی که به هر سه ایمان و اعتقاد قلبی داشته باشید تمام گره های زندگی ما، از آنجایی که فکرش را نمی کنید باز می شود.
ازحس و حال مرزبانی برای شما بگویم، اول که متشکرم از انتخابهای شما مسئولیت سنگینی است به فرمایش آقای امین در سی دی خدمت ایشان میفرمایند؛ آیا این ظرف وجودی به این جایگاه می خورد؟ آقای اشک زری فرمودند؛ که نیم باش تا کامل باشی. این مهم هست که کنار هم باشیم چون جمع سه نفر هست و مقابل هم نباید باشیم و باید در کنار هم آموزش بگیریم، امیدوارم لایق باشم که در کنار شما خدمت کنم و آموزش بگیرم. من عاشق خدمت کردن هستم و در آخر باز هم از خانم الهه جان تشکر می کنم.
خلاصه مشارکت همسفران فاطمه، زهرا، سمیرا در مورد سی دی فکر کردن با چشم
مشارکت همسفر فاطمه:
من با اجازه شما سوالی داشتم، در ابتدای سی دی آقای مهندس می فرمایند: اجازه ندهید فکر کردن به تلخی گذشته و مشکلاتی که داشتید آینده وجودی شما را ازبین ببرد. حالا سوال اینجاست که من با این نوش خوار فکری چگونه برخورد کنم که دست از سرم بردارد؟ مثلا صبح خودم تصمیم میگیرم فکر نکنم ولی موقت و اگر ظهر مشکلی پیش آمد دوباره نوش خوار فکری سراغ من میآید چگونه میتوانم این موضوع را کنترل کنم؟
مشارکت همسفر زهرا:
باید برای هر کاری فکر کنیم مثل کسی که پول خود را یک جایی سرمایه گذاری میکند که به آن دسترسی ندارد مثلا در یک کشور دیگر ولی می تواند این دندان طمع را نداشته باشد و با فکر کار بکند تا سرمایه بیشتری نصیب اش بشود. در هر کاری باید فکر کرد آن کار درست یا غلط هست بعد آن را انجام بدهیم. این دنیا به همه چیز احتیاج دارد ولی از روی طمع نباید باشد .
مشارکت همسفر سمیرا:
این سی دی هم مثل همه سی دی ها آموزنده بود، آقای فرمودند؛ نباید گذشته تلخ خودمان را به دوش بکشیم و به آینده ببریم و ناراحت بشویم. فکر کردن با دوستان که برخی از دوستان موفقیت ما را بزرگ می کنند درصورتی که کوچک بوده و بالعکس موفقیت ما را کوچک می پندارند اما دسته دیگری از دوستان موفقیت ما را آن چیزی که حقیقی هست به ما می گویند.
جلسه با دعای خیر دوستان تمام شد.